به سوی مقصد
بسیار مفتخرم که وقت گر انبهای خود راصرف آمدن به کلبه ی من نمودیدامید وارم که سفره ی پرباری برای شماگسترده باشم که بدون توشه ازکلبه ام خارج نشویدموفق وکامیا ب باشید.
چهار شنبه 20 بهمن 1385برچسب:استادشهریار, :: 21:49 :: نويسنده : رضا نه وصلت دیده بودم کا شکی ای گل نه هجرانت/ که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربا نت/تحمل گفتی ومن هم که کردم سالها اما/ چقدر آخرتحمل بلکه یادت رفته پیمانت/چوبلبل نغمه خوا نم تاتوچون گل پاکدامانی /حذرازخاردامنگیرکن دستم به دامانت/تمنای و صال نیست،عشق من مگیر ازمن/به دردت خوگر فتم نیستم دربند درمانت/ امید خسته ام تاچندگیردبا اجل کشتی/بمیرم یابمانم پادشاهاچیست فرمانت/ شبی بادل به هجران تو ای سلطان ملک دین/ میا ن گریه میگفتم که کو ای ملک سلطانت/چه شبها یی که چون سایه خزیدم پای قصرتو/به امیدی که مهتاب رخت بینم درایوا نت/به گردنبندلعلی داشتی چون چشم من خونین/ نباشدخون مظلومان؟که میگیرد گریبانت/ دل تنگم حریف دردو اندوه فراوان نیست/ امان ای سنگدل از دردواندوه فراوانت/به شعرت شهریارا بی دلان تا عشق میورزند/نسیم و صل راماندنویدطبع دیوانت.......استاد شهریار
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||
![]() |